|
نتیجه کنکورم اومد...بد ...خوب خوب که نه اما نمیدونم این حق رو به خودم بگم بد بود؟...آره تو بد بودن خودم که شکی نیست...منظورم اینکه بگم او قسمت شانس . اینا....شاید خوب بوده....اما یعنی الان آینده ی من در گرو این عدد چهار رقمیه؟...نمی دونم میدونم که هیچی نمی دونم....فعلا هیچی نگم بهتره! + نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 9:46 توسط سرباز صفر |
سلام ..آره این منم ..."خلیل"...فکر کنم داره زنده میشه ...یا شده ...یعنی تازه یه سری از علایم اولیه حیات توش ظاهر شده...آره "خلیل" "تو " خوب میشی ..شاید یه روزی بیاد که بگم "من" خوب میشم ....یعنی میاد؟!..."خلیل" "تو " میتونی..."من"م میتونم ...
سلام!..من میخوام عوض بشم ...یا شاید بشم همونی که بودم.. شاید عوض بشم یا شاید برگردم ...نمیدونم اما میدونم نمیخوام "این" باشم ...واسه عوض شدن قدم اول رو برداشتم ....واسه عوض شدن خیلی چیزا باید عوض بشه ..خیلی چیزا ..مثلا همین وبلاگم...آره اینم عوض میکنم ..دیگه قرار نیست ازاون پستایی که قبلا میدادم بدم...مثلا الان قول میدم ۲مین پستم بعد این پست رو خاطرهای دبیرستان بنویسم ...سعی میکنم خاطره های قشنگش رو بنویسم ...یه چیزیکه هست اینه که وبلاگ من یه وبلاگ شخصیه ...یعنی چیزی نیست که کسای دیگه از خوندنش لذت ببرن ..واسه همین هیچ وقت سعی نکردم مخاطب جمع کنم ...یا دست کم دغدغه زیادی واسه این نداشتم ...زیادم واسم نیست نظرا چقدر میشه...اما درسته اینا رو میگم ..خوب ولی نظر بدین ..بابا من روزم شب نمیشه اگه از این کلاسا نذارم تریپ روشن فکرانه نگیرم اینا خوب..منم دل دارم که جدی نگیرین بابا جون من نظربدین مخاطبای محدود الان وبلاگ من ...یعنی همین تو که داری اینو میخونی ۳ دسته تقسیم میشن ..دسته اول که از ته خل و چلن و دیونه میزنن که شامل خلیل کامران ..و بقیه "من"هاست!...و دسته ی دوم که دوستم دارن ..و دوستشون دارم ...و دسته ی سوم کسایی که از رو کنجکاوی و ببخشیدا فضولی ..میخونن گفتم دارم عوض میشم ..(اینکه میبینید اینقد آشفته دارم مینویسم واسه اینه که یه بار همه اینا رو نوشتم همینالان کامل که تموم شد دستم خورد رو اف ۵ همش رفت دیگه یادم نیست چیا گفته بودم....همین بسه عملم داره دیر میشه ..... خوش باشین ...میام پ.ن:لازمه اینجا توضیح بدم که اسم من خلیل بوده هست و خواهد بود ...و نه در گذشته و نه در حال هیچ وقت از اسمم بدم نمی یومده ...هرچند اخیرا بیشتر ازش خوشم اومده به خاطره لطفای یه دوست...و اینکه میبینید به ایم کامران ....این دلیل شخصی داره ...شاید خلیل با کامران تو یه چیزایی فرق دارن اگه من کامل خلیل شدم اونجا هم میشه خلیل امه این دلیل اصلی نبود گفتم شاید... پ.ن۲:پناه....من هیچی یادم نمیره شک نکن ...گفتم اولین پستم اون موقع یادمه....اما...وقتی پناهی ندارم ...میدونی خودت...گلایه دوست ندارم دیگه نویسم پس همین قدر بدون یادم نرفته حتی اگه دیگه وجود خارجی هم نداشته باشی به قولم عمل میکنم اما ..تو این ۲ راهی نمی تونم ...(لازم به ذکر بگم ایشون رابطه ی اونجوری با من ندارن!) + نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 13:41 توسط سرباز صفر |
آی... ناگهان زود
+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 20:0 توسط سرباز صفر |
خلیل(و نه هیچ کسه یا اسم دیگه ای...)
مرد.....
صاحب این محل فوت شده است.... + نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387 11:37 توسط سرباز صفر |
سلام ...چه بهوده انتظار کشیدم آن روز ها که فکر کردم ...کسی که باید پست قبلی را بخواند را می اید....
حالا می گویم : به درک به پناهم قول داده بودم برایش آپ کنم ....پناهم معذرت می خواهم ...نخواستم از غم هایم با تو بگویم خواستم ...صبر کنم ان روز بیاد... "گفتی نرو اون روز میاد غصه هامون تموم میشه ...." خواستم بگم دیروز یکی بهم گفت: "تو بدبخترین مظلوم ترین بیکس ترین آدمی ولی همش تقصیره خودته چون همش داری مینالی خودت داری خودت رو بد بخت میکنی!" ازت منونم که بهم اینا رو گفتی..... دیروز ۱ ساعت با فرزاد حرف زدم ....خلی چیزا بهم گفت ..گفت:"تو همش خودت رو گول می زنی ...همش خودت رو توجیه میکنی...همش توجیه ..گفت خلیل بدترین چیز اینه که ادم واقع بین نباشه و تو نیستی...اشتباهات رو نمی پذیری....افکارت مثل سنگه ..هیچ کس رو نم پذیری ..دویتات هم دیگه ۲ بار که گفتن نپذیرفتی دیگه خسته میشن..." چند وقت پیشا امین بهم گفته بود:"بدترین بدیه تو اینه که هیچی نمی فهمی و فکر میکنی که خیلی می فهمی" ................... حسابی فکرم مشغوله!!!! خدا!کمکم کن... همین جا میگم"من یه ادم توانمدم ..من یه ادمی هستم که نا امید نمیشم....آVه من امسال اشتباه کردم ..آره اشتباه کردم...میدونم توانایی هام بلقوه است و هیچ فایده ای نداره....من حقیقت رو میپذیرم...همین جا میگم من تنها نیستم من اره خیلی زاد نالیدم و همش الکی بوده....من....واقع بین نیستم" خدایا امروز اومدم تازه فهمیدم این فکرا همه الکیه ...مگه بی تو میشه کاری کردد؟ و مگه کاری هست که با تو نشه کرد؟خدا .... و هر بار که مصبیتی میرسد این مژده را با خد به همراه دارد که خدا هنوز از من نا امید نشده است و اما ای کاش میشد سربلند از آن بیرون آمد ...و فریاد بر آورد که ... خدا بزگتر است دیروز هم یه دونه دیگه از عهدام با خدا رو شکستم عهد به نکردن یک گناه ...شکستن عهد یک گناه ...و کردن گناه گناهی دیگرووخدایا چقدر عهد ها که با تو کردم و یکی یکی شکستم ..خدایا قران را باز کردم امد: (ابته این چیزیه که یادمه مفهومش آیه ۹۱ و ۹۲ نحل):و سوگند های خود را که با خدا بسته اید و موکد نرکده اید مشکنید...مانند ان رنی نباشید که رشته ها خود را پس از محکم کردن پنبه می کرد ...به درستی که خدا شما را با این سوگند ها آزمایش میکند .... خدا دوباره اینو خوندم و سوگند بستم خدایا یاریم کن مثل ان زن نباشم خدایا یاریم کن از این آزمایش سربلند بیرون بیایم...دیگه وقت ندارم تایپ کنم...فقط بازم از پنا هم معذرت می خوام بدن حتما سر قولم هستم خوا هش ميكنم شما هم اگه بديه واضحي تو من ديدين اينجا بگين مي پذيرم!ميدونم الان جز ۳ نفر كسي اينجا نظر نميده هيمين ۳ نفر بگن.... این آخرم از یه عکسی خاطره دارم می ذلرم ...واسه اینکه خاطره ش دیگه باید فراموش بشه....اگه بشه! + نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387 14:59 توسط سرباز صفر |
سلام
خدایم من بو تو چون سرابی پوچم ...بزرگم کمرم شکسته است ...خدای من ای که جر تو من هیچ کس را ندارم و ای کاش این را حس کنم که که بی تو من ...آه آه خداا دلم گرفته وووخدا دلم گرفته است و باز جز تو یاوری ندارم و ای بزرگ معبودم جز تو همراه ه و همدلی ندارم!خدایا میدوانم با تو ه کار کردم ..میدانم چه پست شده ام ...خدااا من پست بودم . هستم میدانم میدانم تو را در غمها یاد میکم و ... + نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 10:48 توسط سرباز صفر |
سلام خوبین......امروز براتون یه آپ آموزشی کردم....به دردتون می خوره مطمئنن....روش خر کردن آدما اینکه چه چوری دل یه نفر رو بدست بیاری بعد جا بذاری بری.....به درد همه می خوره ...امروز که اینو میزارم اصلا قصدم گلایه و گریه و من بدبختم و اینا نیست دیگه من همینم که هستم کاریمم نمی شه کرد ...به تاریخا توجه کنین تغییر کردن اسم اینا همش مهمه ...بعضی جاها اسم یه نفر دیگه هم هست که اون آدم محترم دوست سابق من بوده که به دردتون میخورخ ...یاد بگیرین اگه یه نفر دوستم داره چی کار کنینی که مانع راه شما نباشه !!! فضا هم سیاه سفید شده و جناحی!!۱ خوشکله نه؟.....اینا فقط نظراییه که تو وب من دادن اون آدم محترم که متاسفانه هنوزم دوسشون دارم .!!!!امیدوارم نداشته باشم....بتونم من یه عدت داشتم چتام هم سیو می کردم خواستم یه گلچینی از اونا هم بذارم ....وقت نداشتم.... سلام تنها خوبی؟ آخرین حرفی که زدی بهم یه آُ ف بود با یه تاکید بزرگ رو یه دوروغ آخه چرا اینقد بهم دوروغ گفتی...میدونم بازم میگی نه نگفتم ....ولی تنها دست کم خودت یه دوره بکن این ۲ سال گذشته رو ببین چیکارا کردی باهم ببین چیا گفتی..........ببین ..فقط میتونم بگم شکستیم اما من بخشیدمت و رفتنت هم پذیرفتم ... دارم سعی میکنم دوست داشتنم هم بکشم ...زیاد ازش نمونده نترس اما دیگه دوروغ نگو هیچ وقت! خوب دیگه امروز من خودم رو پذیرفتم اینکه منم دیگه شاید دانشگا هم قبول نشدم یا هر چی .....دیگه هی قرار نیست تو سرم بزنم که ...بده اینجوری؟؟؟؟/ خواستم زیر تک تکش توضیح موردی بدم و اثراتی که رو قلب و دل آدم داره و در نرم کردن آدم اما وقت نبود دیگه شرمنده وقت شد میگم! اخطار:اگه خواستین کامنتا ی پایین رو بخونین باید از وسطای خط شروع کنین بیایین طرف راست تا آخر خط بعد دوباره بهرین طرفه چپ اول خط تا وسط بیایین !!! مثلا اولی نوشته......خودت؟مینویسی خیلی قشنگ مینویسی! دومی نوشته نه به(خدا) آشنا هم نیستم البته من میشناسمت تو نمیشناسی! افتاد نمیدونم چرا اینطوری شد دیگه ببخشید جمعه 5 آبان1385 ساعت: 23:9 kheyli ghashang minevisy? khodet minevisy? وب سایت پست الکترونیک یکشنبه 7 آبان1385 ساعت: 20:50 توسط:yeki na b nist ashna ham nistam albate man mishnasam to nemishnasi وب سایت پست الکترونیک سه شنبه 23 آبان1385 ساعت: 13:2 توسط:yeki kheyli ghashang bod khodet minevisy? وب سایت پست الکترونیک سه شنبه 23 آبان1385 ساعت: 20:34 توسط:yeki mge fargh mikone pesar basham ya 2khtar ?khodet chi fekr mikoni man hamishe yeki bodam va hichvagh esme digeyi nadashtam toham motmaenam aslan mano nemishnasy vali man mishnassam وب سایت پست الکترونیک جمعه 26 آبان1385 ساعت: 11:14 توسط:yeki age beshnasim che moshkeli pish miyad? وب سایت پست الکترونیک شنبه 27 آبان1385 ساعت: 20:19 توسط:yeki chi shode sarbaz? chera hamash az naomidy hamash az ivafayi harf mizani? وب سایت پست الکترونیک یکشنبه 28 آبان1385 ساعت: 13:21 توسط:yeki bebakhshid man yekhode khengam وب سایت پست الکترونیک یکشنبه 28 آبان1385 ساعت: 21:20 توسط:yeki dost to hamon sarbazi ya doste sarbazi ke mige khanjar zad? ya man kheli khengam ya shomaha kheyli mobham وب سایت پست الکترونیک سه شنبه 30 آبان1385 ساعت: 13:16 توسط:yeki besalamaty ashty kardinnnnnnnnnn وب سایت پست الکترونیک جمعه 3 آذر1385 ساعت: 10:26 توسط:yeki na man hichvaght bahat chat emikardam وب سایت پست الکترونیک جمعه 3 آذر1385 ساعت: 11:24 توسط:yeki age dorost darmoredet fekr karde basham kamelan fihamam chi migi chon khdamam keshidamo daram mikesham وب سایت پست الکترونیک جمعه 3 آذر1385 ساعت: 21:41 توسط:yeki e chera dobare oza kharab shod? sarbaz chikar kardy ? وب سایت پست الکترونیک شنبه 4 آذر1385 ساعت: 18:25 توسط:yeki javabe mano nadady sarbaz وب سایت پست الکترونیک شنبه 4 آذر1385 ساعت: 20:56 توسط:yeki khob bashe sarbaz javab nadadaneto neshoneye in midonam ke migi ziyadiyam وب سایت پست الکترونیک 4 آذر1385 ساعت: 21:1 توسط:shi is tak ...! به سلامت yeki!!! وب سایت پست الکترونیک | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||